خواجوكرماني

محمود بن علی بن محمود(خواجوی کرمانی)

زندگینامه:کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزلیات، خمسهٔ نظامی گنجوی را نیز جواب داده است. او در سال ۷۵۳ هجری قمری در شهر شیراز دار فانی را وداع گفت و در بالای تنگ الله اکبر شیراز به خاک سپرده شد. 


ميرزافتح الله

زندگینامه:از جمله مدیحه سرایان اهل بیت عصمت وطهارت علیهم صلوات الله ، که غبار مظلومیت وفراموشی چهره اورا پوشانده است مرحوم میرزا فتح الله قدسی متخلص به «فواد کرمانی» است.
دیوان اشعار او معروف به "شمع جمع"، گنجینه عشق وعرفان است .مضامین بلند عرفانی وابراز ارادت به خاندان نبوت (ص)، اورابه شاعر اهل بیت(ع) ، تبدیل کرده است.
بنابر شواهد وبا استفاده از مقدمه آقای حسین عمادزاده اصفهانی بر چاپ پنجم کتاب "شمع جمع" ، سال تولد این شاعر فرزانه ، حدود  ۱۲۷۰ هجری شمسی ذکر شده است.

ادامه نوشته

طاهرصفارزاده

زندگینامه:

دکتر طاهره صفّارزاده، شاعر، نويسنده‌، نظریه پرداز، محقق، مترجم و استاد دانشگاه، در روز 27 آبان 1315 در خانواده‌اي متوسط با پيشينه‌اي از مردان و زنانی تلاشگر، عارف، مردمگرا و ستم ستیز در سيرجان به دنیا آمد. پدر و مادرش را در 5سالگی از دست داد و تحت تکفل مادر بزرگ خود قرار گرفت که چشم پزشک و شاعر بود و در کرمان می زیست. خواهر بزرگترش نيز به اشاره مادربزرگ براي سرپرستي طاهره و رسيدگي به او ترك تحصيل كرد. او همواره طاهره را فرزند اول خود مي‌دانست. طاهره در 6سالگي تجويد، قرائت و حفظ قرآن را در مكتب محل آموخت‌. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در كرمان گذراند. نخستین شعرش را (به نام «بینوا و زمستان») در 13سالگي سرود كه نقش روزنامۀ ديواري مدرسه شد. اولين جايزه همان شعر را كه يك جلد ديوان جامي بود، به پيشنهاد استاد باستاني پاريزي از دبيران آن زمان دبيرستان بهمنيار، از رئيس آموزش و پرورش استان دريافت كرد. نزد مردم ايران شهرت طاهره صفّارزاده با شعر «كودك قرن»پديد آمد که در نخستین کتاب شعر او به چاپ رسیده و توصیفی از وضعیت فرزند یک مادر اشرافی و ترسیمی از انحطاط فرهنگ غربگرایانه بود.
سال ششم دبیرستان را با رتبه نخست به پایان رساند و در امتحان ورودي دانشگاه در رشته‌هاي حقوق‌، زبان و ادبيات فارسي، و زبان و ادبيات انگليسي قبول شد. چون ترديد در انتخاب داشت خانواده او به استخاره رجوع كردند و در نتيجه در رشتۀ زبان و ادبيات انگليسي دانشگاه شیراز ليسانس گرفت‌. در این دوران بود که متوجه کاربردی نبودن واحدهای این رشته برای حال و آیندۀ دانشجویان ایرانی شد.
در پی جدایی از سه سال زندگی با همسری معتاد و غیر قابل تحمل، به همراه فرزندش به تهران مهاجرت کرد. مدتي برای گذران زندگی به کار در یک شرکت بیمه، تدریس زبان انگلیسی و نوشتن داستان برای مطبوعات پرداخت. همزمان با مسئولیت صفحۀ شعر یکی از مجلات، به عنوان مترجم متون فني در شركت نفت استخدام شد اما به دنبال يك سخنراني در اردوي تابستاني فرزندان كارگران شركت نفت علیه تبعیض موجود و عوامل ستمی که مایۀ فقر و محرومیت کارگران و فرزندان آنها بود، مجبور شد كار خود را ترك کند.

ادامه نوشته

جانعلي خاوند

يكي ديگر از شاعران كرماني «جانعلی خاوند» از شاعران خون‌گرم و خوش قريحه‌ي حوزه هلیل است که در غزل سرايي،‌ ذوق و قريحه‌اي قوی دارد. خاوند، زاده‌ي  رودبار جنوب است و غرابتی که گاهي در غزلهایش به چشم می‌آید، برخاسته از بادهای دربدری است که در آنها می‌وزد. خاوند، زبانی پاکیزه و سر به صلاح و صمیمی دارد

از خاوند، چند سال گذشته مجموعه‌ي «سنگها آن طرف میکده خشم‌آگین اند» منشر شده (قم، 1386) که حاوی غزل، مثنوی و رباعی و دوبیتی است و مقدمه‌ای به قلم علیجان سلیمانی (شماله) شاعر همشهری‌اش دارد. از غزلهای این مجموعه چند تایی را با هم می‌خوانیم:

 

زیر سقفی که بلافاصله از هم پاشید

سر پناه دو سه تا چلچله از هم پاشید

سالها خانه ما فاجعه را می‌خندید

که چنین پیشتر از زلزله از هم پاشید

قد کشید از دل هر گردنه اشباحی چند

که ثبات قدم قافله از هم پاشید

صبر نخلی که غرور عطشش تاول زد

ای همه حرمله! این مرحله از هم پاشید

آخرین بغض خدا را قلمم می‌رقصد

اگر از پای سخن سلسله از هم پاشید

در نمازت خم ابروی کرا دیدی شیخ؟

که حواست وسط نافله از هم پاشید

عشق را تجربه کردیم، و آرامش ما

همه‌اش روی همین مسئله از هم پاشید

 

می‌خواهم از انجام آغازی بسازم

با استخوان روح خود سازی بسازم

تا در جنون رقص آوارت نمایم

در هفت بند نایم آوازی بسازم

شاخ نبات شعر من شو شاخ شمشاد!

تا با تو از جیرفت شیرازی بسازم

گوساله‌سازان در پی چشم تو هستند

باید ز بسم الله اعجازی بسازم

مثل تو می‌خواهم پس از مرگ پرنده

طرح جنون آمیز پروازی بسازم.

قدم سبز تو وقتی که به تکرار افتاد

شرح کوچیدنت از آبی خودکار افتاد

بوسه می‌زد غمی از جنس تو در باور باد

عطر چون سایه به انبوه چمن‌زار افتاد

رهگذر تا که به تاریکی شنها زُل زد

از گُل خنده او شاخه سیگار افتاد

در پی خنده به سیمای تو ای شاخه گُل

رعشه پنجره بر پهنه دیوار افتاد

پیش سردار بگو مسئله دار و طناب

اگر ای باد گذارت به سر دار افتاد

«خانه دوست» نپرسیدم و از بخت بدم

آن پس بچه هم از روی سپیدار افتاد!

 

گرچه در گردنه صدها تن بی سر باقی است

دو شب دلهره تا فصل کبوتر باقی است

تا که معیار غرور تو بسنجیم، هنوز

قلعه پیر بدون در و پیکر باقی است

آه سردی که سرآغاز سرشکی داغ است

سالها بی تو میان من و ساغر باقی است

مانده سرمایه‌ام از آن همه تکرار نگاه

انتظاری که سراسیمه برین در باقی است

از مسیح تو : وطن، مریم پاکیزه! ببین

جسدی یخ زده در گوشه بستر باقی است

شعر گنگی که جوانی مرا می‌گرید

سبز در حاشیه کهنه دفتر باقی است.

 

اتشكده اذريغ كرمان


هر روز که می‌‌‌گذرد قامت آتشکده آذربغ افتاده‌تر می‌شود. قامتی که کامل نیست و دست زمانه آن را به‌دونیم کرده، با این حال این اتفاق سبب نمی‌شود که کوچکترین اهمیتی به حفظ این اثر تاریخی داده نشود.

در 30 کیلومتری شهرستان بابک واقع در استان کرمان ویرانه یکی از مهمترین آتشکده‌های ایران با ‌نام آذربغ به‌چشم می‌خورد. این اثر تاریخی با اینکه آبستن حوادث تاریخی بسیاری بوده اما هم‌اکنون در گستره بیابانی وسیع تبدیل به ویرانه‌ای شده که ره به جایی ندارد. این‌درحالی است که در سال جاری 90 میلیون تومان به پروژه‌های شهرستان بابک تعلق گرفت که از این رقم تنها 25 میلیون تومان اختصاص یافت. کارشناسان معتقدند پروژه‌ها استانی بوده و دست ما برای مرمت و حفاظت کاملا بسته است.

ادامه نوشته

ديدني هاي استان كرمان


نام تاريخي آن (كرمانيا )و يكي از ايالات تاريخي ايران است اين استان در نقطه تلاقي راه‌هاي ارتباطي فارس،سيستان،خراسان و هندوستان قراردارد در كتيبه بستون نام اين ايالت بوتيه (بوتيا)آمده است پس از ظهور اسلام گروههاي از اعراب به اين ايالت مهاجرت كرده و در آن مسكن گزيدند از سال 102 ه ق تسلط بني‌اميه بر ايالت كرمان بيشتر شد.
همچنين ابو‌علي ابن الياس در سال 315 ه ق از طرف سامانيان بر حكومت كرمان گماشته شد. گنجعلي خان از امراي معروف دوره صفويه كه نزديك به 30 سال در ايالت كروان حكومت كرد آثار و ابنيه با ارزشي از خود به يادگار گذشته است . اين بنا نياز به عنوان مظهري از هنر معماري دوران صفويه پا برجاست.
استان كرمان پهناور ترين استان كشور است ايران در سال 1383 به شمار مي‌رود.و مساحت آن معادل 181معادل 181,714 كيلومتر مربع مي‌باشد كه حدود 11 درصد از خاك ايران را در بر گرفته است.
جمعيت آن بر اساس سر شماري سال 1375 بالغ بر 565 ،008 ،2 نفر (دهمين استان كشور )و همچنين بر آورد جمعيت استان در سال 1383 معادل 683 ،380 ،2 نفر پيش بيني شده است كه 52/2% در نقاط شهري و 46% در نقاط روستايي و 2/1 غير ساكن هستند و داراي تراكم جمعيت نسبي 11 نفر در هر كيلو متر مربع (بيست و ششمين استان) مي‌باشد.
با توجه به آخرين تغييرات تقسيمات كشوري، استان كرمان در جنوب ايران واقع شده كه از شمال استان خراسان جنوبي و يزد، از مشرق به سيستان و بلوچستان، از جنوب به استان هرمزگان و از مغرب به استان فارس و يزد محدود مي‌شود .
قسمت‌هاي شمالي وشرقي استان از كوير لوت با ويژگي‌هاي طبيعي خود در برگرفته است. بلندترين نقطه استان كرمان كوه هزار با 465،4 متر ارتفاع مي‌باشد. كه در جنوب شرقي شهر كرمان واقع است.
آب و هواي استان متغيير بوده و در نواحي كوهستاني و مرتفع داراي هواي سرد و در نواحي پست و جلگه‌اي داراي هواي گرم مي‌باشد.
ميزان بارندگي سالانه آن در سال 1381 معادل 84 ميليمتر و روزهاي يخبندان آن 74 روز در مركز استان (شهر كرمان) بوده است.
تنها رودخانه دائمي اين استان هليل رود مي‌باشد كه مهمترين رود استان به شمار مي‌آيد و حوضه وسيعي از دشت حاصلخيز جيرفت را آبياري مي‌كند و يكي از پر بركت‌ترين رودهاي ايران محسوب مي‌گردد. طول 378 كيلومتر و از كوهستان هزار سرچشمه گرفته و در نهايت به هامون جازموريان مي‌ريزد.
در منطقه تنگ نر آب سد جيرفت (بزرگترين سدمخزني استان) واقع شده كه احداث آندر سال 1370 خاتمه يافته است.
هر يك از استان هاي ايران به اقتضاي ذخاير طبيعي و فعاليتهاي صنعتي و ذوق خود داراي شهرت داخلي و جهاني مي‌باشند.
قالي، زيره، پسته، خرمت و ذخاير معدني (مس سرچشمه) نيز بخشي از دلايل معرفيت اين استان است.
مهمترين محصولات كشاورزي و باغي استان عبارتنداز: غلات، حبوبات، پنبه، چغندر قند، سبزيجات، محصولات جاليزي، انواع ميوه، گردو، فندق و گياهان دارويي و غيره ...

ادامه نوشته

مسجدجامع مظفري


مسجد جامع مظفری : 
این اثر گرانبهای اسلامی ،تاریخی در خیابان شریعتی و میدان مشتاق قرار دارد و با قریب هفتصد سال قدمت ، همچون نگینی بر تارک این دیار می درخشد . مسجد جامع مظفری به سال ۷۵۰ ه ق بوسیله محمد مظفر میبدی بنا گردید و به همین دلیل به مظفری مشهور شده است .آثار و بناهای باستانی کرمان
وقتی محمد مظفر در نبرد با قوم جرمان و اوغان به مخاطره افتاد ، نذر کرد که در صورت رهایی از این مخمصه ، باقیات صالحاتی را از خود بر جای گذارد .
فداکاری قهرمان علی بمی ، این زمینه را فراهم ساخت و سرسلسله آل مظفر پس از رهایی از صحنه نبرد و به محض ورود به کرمان کلنگ این مسجد را به زمین زد و آن را احداث نمود .
هزینه ی ساخت این مسجد از محل درآمد محمد مظفر در میبد و برداشت محصولات باغی و کشاورزی تامین گردید و پس از اتمام ، از مولانا عفیف الدین برای اقامه نماز در این مسجد دعوت بعمل آمد .
مسجد جامع از نظر معماری و هنری بخصوص در قسمت سردر شرقی دارای چنان ارزش هایی است که پوپ باستان شناس معروف ، ان را از مفاخر معماری اسلامی ، ایرانی و زمینه بالندگی این سرزمین می داند . این مسجد دارای سه درب در ضلع های شمالی و شرقی و غربی است . طول صحن مسجد ۵/۶۶ متر و عرض آن ۴۹ متر و مساحت آن ۵/۳۲۵۸ متر مربع است .
علاوه برکاشی کاری ها ، مقرنس کاری ها ی سردر شرقی نیز اهمیت دارد . در جوار زیبایی های چشم نوازی که پیچک ورودی درب شرقی دارد و از سنگ با روکش گچ و روی کاشی های کوچک نصب شده و نیز آیاتی که در جوار آن نقش بسته است ، به بخش دیگری از کاشی کاری معرق محراب باید اشاره کرد که در ضلع غربی قرار گرفته است . در طراحی این قسمت از رنگ زرد استفاده شده و حاشیه محراب نیز سنگ مرمر است . که بخصوص با خطوط زیبایی که بر آن نقش بسته ، شکوه خاصی ایجاد کرده است .
پشت محراب ضلع غربی ، مرقد شاعر بلند آواز اهل بیت ملابمانعلی راجی کرمانی قرار دارد که دیوان ارزشمند اشعار او به نام حمله حیدری از جمله مجموعه های ارزشمند ادب پارسی است .
مسجد جامع کرمان در طول تاریخ شاهد حوادث متعددی بوده که برخی از انها به عنوان مقطعی از تاریخ به شمار می روند به همین دلیل دچار آسیب های مختلف شده و بارها نسبت به بازسازی آن اقدام گردید از آن جمله خواجه علی پاریزی معروف به گوش بریده که از این مکان مقدس به شلیک گلوله هایی اقدام کرده و فریاد زد که (دور،دور آقاخان)
زمانی که محمد مظفر این مکان را برای احداث مسجد انتخاب کرد، محل مذکور به دروازه ی زرندی معروف و خارج از شهر کرمان بود .
به موجب خطوطی که در بالای مناره و گلدسته منقوش است ، محمد تقی خان درانی حاکم کرمان در عصر زندیه به سال ۱۱۷۶ ه ق قسمت هایی از این مسجد را تعمیر کرده است . قبل از این تاریخ نیز در عهد شاه عباس دوم ، شاهرخ نامی به مرمت مسجد پرداخت . در ایوان بزرگ مسجد به نام شخصی برمی خوریم که خود را عنایت الله بن نظام الدین معمار اصفهانی معرفی کرده و در حجاری ها ، کاشی کاری ها ، و تعمیرات این مجموعه نقش داشته است .
در مهر ماه سال ۱۳۵۷ عوامل حکومت پهلوی در رابطه با فعالیتهای انقلابی مردم شهر کرمان ، مسجد جامع شهر کرمان را به آتش کشیدند و عده ای را کشتند . این رخداد ، پس از وقوعش تاثیر مستقیم و بارزی در جریان مبارزات مردم کرمان و حتی استانهای دیگر کشور در جریا ن انقلاب اسلامی ایران داشت .

مسجدامام خميني


مسجد امام ((ملک)) :

این مسجد که یکی از قدیمی ترین مساجد ایران و نیز بزرگترین آن بشمار می رود ، یادگار ملک توران شاه سلجوقی (۴۷۷ ه ق ) است و بیش از ۹۵۰ سال قدمت دارد . در جوار این مسجد مجموعه فرهنگی ، اجتماعی ازجمله کتابخانه ،خانقاه ، مدرسه و بیمارستان وجود داشته که امروزه اثری از آن نیست (تاریخ کرمان ۲۸۳ ) .آثار و بناهای باستانی کرمان

تنها بازمانده ی مجموعه یاد شده (محله شاه عادل ) است که نام آن برگرفته از لقب ملک توران شاه است .

این محله به (سه شنبهی ) نیز شهرت دارد که در تاریخ کرمان دارای حدیث و حکایت مفصلی است .

مسجد امام (ملک) با ۹۱۹۱ متر مربع وسعت ۱۰۱ متر طول و ۹۱ متر عرض دارد و ازجمله مساجد چهار ایوانی است که بزرگترین و اصلی ترین بخش آن در ضلع غربی قرار گرفته وورودی آن به گونه ای زیبا و بدبع با خط کوفی تزیین یافته و طی یکی دو دهه اخیر با تلاش فراوان کارشناسان میراث فرهنگی از زیر گچ بیرون آمده و شکوه آن برملا گردیده است .

مسجد امام (ملک ) دارای سه درب ورودی در قسمت های شمالی – جنوبی و و شرقی است که در این میان درب شمالی واقع در خیابان امام به عنوان ورودی اصلی استفاده می شود . مسجد دارای محراب های متعدد ی است که از همه مهمتر و پرشکوه تر ، محراب ضلع غربی واقع در شبستان غربی است که با گچ بری های زیبا زینت یافته است .

محراب شبستان امام حسن نیز از جاذبه ی خاصی برخوردار بوده و مقرنس کاری ها و گچ بری های آن در نوع خود کم نظیر است . سقف شبستان غربی نیز آمیزه ای از هنر اسلامی ایرانی است . شبستان های آقا شیخ حسین فقیه در ضلع شمالی ، شبستان آقا علی در ضلع غربی نیز بخش های دیگر این مسجد راتشکیل می دهند .پس از سالها انتظار ،شبستان ضلع جنوبی نیز توسط میراث فرهنگی بازسازی شده و هم اکنون میعادگاه نمازگزاران است.

در گذشته از وسط این مسجد آب قناتی عبور می کرد که به قنات مستوره (مستوره خانم دختر ملک توران شاه سلجوقی بود که آبادی های زیادی از خود بر جای گذاشت ) شهرت داشت مومنین اکثراًدر این پایاب ( محلی که آب قنات از زیر زمین آن عبور می کرد و با چند پله از سطح زمین به آن دسترسی پیدا می شد) تجدید وضو می کردند.

از جمله ارزش های دیگر این مسجد ،برج سلجوقی در ضلع شمال شرقی است که آجر نمای آن از اعتبار هنری خاص برخوردار است . بخش فوقانی این برج فرو ریخته است تاق وروری سردر مقرنس کاری و در قسمت پایین آن نیز ترنجی برجسته وجود دارد.

صفه اصلی مسجد در زمان وکیل الملک محمد اسماعیل نوری حاکم کرمان (۱۲۸۴-۱۲۷۷ ه-ق ) و ایوان شرقی در قرن اخیر توسط احمد یزدانپناه معروف به دیلمقانی بازسازی شده است.

يخدان مويدي


 مویدی نام محله ای در شهر کرمان است و شامل بخشی از زمینها و قنات قدیمی واقع در محدوده میدان تختی و خیابانهای خورشید و ابو حامد می شود یخدان مویدی نیز در ابتدای خیابان شهید کامیاب در همین منطقه از شهر کرمان قرار دارد و اکنون یکی از جاذبه های گردشگری است که در کرمان مورد بازدید جهانگردان قرار می گیرد . شاید صاحب این یخدان فردی به نام مؤید الدین ریحان یکی از کارگزاران حکومت کرمان بوده باشد.در اطراف این یخدان، چند باغچه بوده است که در فصل زمستان آنها را پر از آب می کردند و پس از آن که یخ می بست یخها را داخل یخدان می سراندند و پس از چند روز توده ای قطور از یخ حاصل می شد که تا فصل تابستان باقی می ماند. بعضی ها که ذوقی هم داشتند، دانه های یاقوتی رنگ انار را روی یخهای پاک می ریختند و در تابستان یخ زیبا و دلفریبی زینت بخش سفره ثروتمندان بود .


 

عناصر تشکیل دهندة یخدانها عبارت‌اند از: مخزن، حصار، استخر و چالة یخ. پلان مخزن دایره شکل است که گنبدی از نوع (بَستو) بر روی آن احداث کرده اند. حصار آن نسبتاً بلند و 12 متر ارتفاع دارد. مصالح بنا خشت خام و ملات گل است. کاربری یخدان در گذشته نگهداری یخ برای ایام تابستان مردم شهر بوده است. این بنا در اواخر دوره صفویه بنا شده و نام «مؤیدی» از آن نظر است که قنات مشهور به قنات مویدی آب آن را تأمین می‌نموده است.

ادامه نوشته

تاریخچه استان کرمان

 مدارک تاریخی و جغرافیایی اسلامی، از منطقه کرمان، کارمانیا، ژرمانیا، کرمانیا، کریمان، کارمانی، کرمانی و بوتیا ذکر شده‌است. برخی از جغرافیادانان، نام قدیم کرمان را گواشیر خوانده‌اند. گفته می‌شود؛ گواشیر همان (کوره‌اردشیر) یا شهر اردشیر بوده‌است که به تدریج به (گواشیر) تبدیل شده‌است. این شهر به واسطهٔ آن که در قدیم شش دروازه داشته به شهر شش دروازه نیز مشهور بوده‌است.

قبل از اسلام

قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان- که هنوز خرابه‌های آنها برجاست – گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان در همین محل، شهری آباد یا قلعه‌ای مهم وجود داشته‌است.

مؤلف جغرافیای کرمان معتقد است که حدود ۲۲۰ پیش از میلاد، به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر این محل «گواشیر» نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده‌است بنا به گفته هرودت کرمانیا از قبایل دوازده گانه ایران می‌باشد و ساتراپی چهاردهم (دارا) مشتمل بر ایالت کرمان بوده‌است.

در روایات اساطیری آمده‌است که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه می‌دهند آنگاه روایت تاریخی این سرزمین آغاز می‌شود و اینکه در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نبونید(پادشاه مغلوب شده ی بابِل) قرار داد سپس سخن از حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده‌است .

بعد از اسلام

در دوره اسلامی و مقارن با۲۱تا ۲۴ هجری قمری و سالهای بعد از آن، کرمان همواره مورد هجوم اعراب قرار گرفت. در زمان حکومت خلفای عباسی کرمان به شورشهای مکرر دست زد ولی هیچ یک به سامان نرسید تا سرانجام در سال ۲۵۳ هجری قمری به تصرف یعقوب لیث، موسس سلسه صفاریان درآمد. پس از آن این سرزمین در زیر سلطه حکومت‌های قدرتمند زمان مانند سامانیان، دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. در عصر غزنویان فرمانروایان خونریز و هوسران آرامش را از مردم گرفتند تنها در عهد سلجوقیان، حکومت ملک قاورد و فرزندانش بودکه در کرمان روی رفاه و آسایش دید و آثاری چون مسجد ملک پدید آمد پس از حکومت ۱۵۰ ساله سلاجقه باز بلای غز بر کرمان نازل شد با حمله مغول براق حاجب از سرداران قراختائیان کرمان را به تصرف در آورد از اعقاب وی ترکان خاتون بر کرمان فرمانروایی یافت که در آبادانی شهر کوشید و دخترش پادشاه خاتون نیز حاکمی فاضل و حامی دانشمندان بود. این سلسله از ۶۱۹ تا ۷۰۳ هجری قمری در کرمان سلطنت کردند. در زمان حکومت قراختائیان بود که مارکو پولوسیاح معروف ونیزی از کرمان دیدن کرد.در سال ۷۱۴ هجری‌قمری امیر مبارزالدین محمد مؤسس سلسله آل مظفر، کرمان را تصرف کرد. تیموریان از سال ۷۹۶ تا ۸۳۴ برکرمان فایق آمدند سپس تنی چند از طایفه قراقویونلو در کرمان به قدرت رسیدند.

سلاطین صفوی از ۹۱۵ هجری کرمان را به متصرفات خود افزودند در ۱۰۰۵ هجری، گنجعلیخان از سوی صفویه به حکومت کرمان رسید که بر اثر تدبیر و تداوم حکومت او، شهر چندی روی آسایش و آرامش دید و زمانه برای ترقی و آبادانی مناسب شد.

در روزگار افول قدرت صفویان، افاغنه، کرمان را به جزای شهامت و مقاومت در برابر آنان به خاک و خون کشیدند ونادرشاه افشار هم هنگامی به کرمان رسید که بر اثر کشتن رضاقلی میرزا (پسرش) به جنون آدمکشی مبتلا شده بود او دستور گردن زدن مردم بی‌گناه را صادر کرد و یکی از بزرگترین قتل عامهای معروف تاریخ کرمان را به راه انداخت. نادرشاه افشار و عمال او هنگام تسخیر آن در سال 1160 ه. ضمن غارت و چپاول اموال این مردم رنجدیده بسیاری مردان آن را سربریده و از کله آنان مناره‌هایی ساختند. محله پامنار که هنوز هم به همین نام خوانده می‌شود یادگار آن فاجعه و تجدید کننده خاطرات تلخ آن جنایت تاسف انگیز می‌باشد.

کرمان، از کریم خان زند - که پادشاهی مردم دوست بود- نصیبی نبرد. او نتوانست کرمان را به قلمرو قدرت خود ضمیمه کند. پس کرمان از این سلسله خبری ندید و سهل است که به گناه حمایت از آخرین بازمانده زندیه (لطفعلی خان زند) گرفتار خشم آغامحمدخان قاجار شود که به روایت تاریخ، هفت من (به روایتی بیست هزار جفت و به روایتی دیگر هفتاد هزار جفت چشم) از مردم بی پناه در آورد! اگر چه جانشینان او تلاش کردند تابا اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون محمداسماعیل خان نوری «وکیل الملک» و «ابراهیم خان ظهیرالدوله» به باز سازی شهر کرمان، و تحبیب قلوب بپردازند، و با برپایی آثاری چون مجموعه وکیل، و مجموعه ابراهیم خان، گذشته‌ها را به نسیان و فراموشی بسپارند، معذالک اینکه اقداماتی از این قبیل در تحقق آن نظر موثر بوده یا نه، سوالی است که پاسخش به تاریخ سپرده می‌شود.

فاطمه لشکری(راحیل کرمانی)

زندگینامه:

فاطمه لشكري متخلص به (راحيل كرماني) از شاعران نويسندگان استان كرمان است . وي در سال 1348 در خانواده اي متوسط در شهر كرمان به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته ي فرهنگ وادب در مقطع دبیرستان با استفاده از دو سال جهش تحصيلي در سن 15 سالگي به پايان برد و در همان سن وارد دانشكده ي ادبيات و علوم انساني در داشنگاه شهيد باهنر كرمان موفق به اخذ مدرك ليسانس در اين رشته گرديد و بلافاصله به خدمت آموزش و پرورش در آمده ودر كسوت دبيري زبان وادبيات فارسي مشغول به كار شد پس از سالها با تلاش بسيار در همين رشته به كسب درجه كارشناسي ارشد نائل گشت وهم اكنون نيزدر كنار تدريس درآموزش و پرورش و همچنين مراكز اموزش عالي  در صدد ارتقاي دانش خود تا مقطع دكتراي زبان و ادبيات فارسي مي باشد .او متاهل و داراي دو فرزند است.

اولين بار در سن 5 سالگي با سرايش يك تك بيتي در وصف گل ،زبان به شعر گشود و در سن نوجواني به عضويت كانون شعرا و ادباي استان درآمد . او در قالبها و سبك هاي گوناگون طبع آزمايي كرده و اشعارش درهمان نوجواني در برخي از هفته نامه هاي محلي به چاپ رسيد و از شعرهاي طنزش به لهجه ي اصيل كرمان مورد استقبال خوانندگان اين هفته نامه واقع شد .مدتي در صدا و سيماي مركز كرمان به عنوان مجري ونويسنده ي برنامه ي محلي فعاليت كرد . او نويسنده ي داستانهاي طنز و عرفاني است . اما او رابه دليل كثرت اشعارعرفاني و ولايي اش در منقبت ائمه  بيشتر به عنوان شاعرعرفان وشعر ولايي مي شناسند .

مهمترين كار او در زمينه ي شعر اقدامش براي نظم معناي كتاب شريف نهج البلاغه است كه از سال 1385 اغاز گرديده و هم اكنون نيز در حال تكميل آن مي باشد .اين كاريكي از بزرگترين وپرحجم ترين آثار در زمينه ي ادبيات و معارف است كه به زودي از اين استان به ادبيات ايران عرضه خواهد شد.او همچنين  نويسنده ي چندين مقاله ي علمي پژوهشي در زمينه ي داستانهاي دفاع مقدس در نشريه هاي دانشگاهي است كه مهمترين آنها دو مقاله ي نقش زنان در داستانهاي كوتاه دفاع مقدس و همچنين جلوه هاي مقاومت زنان در دو مجموعه ي داستاني  يوسف 1و 2 مي باشد.

اشعار:

ادامه نوشته

مرحوم سید محمود توحیدی(ارفع کرمانی)

مرحوم سید محمود توحیدی(ارفع کرمانی)

زندگینامه:
سید محمود توحیدی (۱۳۲۲- ۱۳۷۹) متخلص به ارفع کرمانی فرزند مجدالسادات از شاعران معاصر کرمانی است و از نام‌آوران شعر و غزل معاصر ایران به‌شمار می‌آید.ارفع تحصیلاتش در مقطع ابتدایی و متوسطه در زادگاهش بوده‌است و تحصیلات عالیه را در حوزه زبان و ادبیات فارسی تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه فردوسی مشهد گذرانده‌است.. ارفع ۴ سال پی‌ در پی‌ (۱۳۵۰-۵۴) نویسنده‏ ی برتر کشور شناخته شد.از ارفع کرمانی غزل‌های زیادی باقی مانده که به دلیل گرایش‌های صوفیانه وی در حوزه عرفان قرار می‌گیرند.آنچه از نوشته‌هاو سروده های وی به جاست مجموعه غزلهایش با عنوان «یاس‏ها و داس‏ها» و «دیوان اشعار» و «در شهر قصه هیچ عجیبی عجیب نیست»؛ وهمچنین تالیفی است تحت عنوان«بحث انتقادی راجع به تشبیهات لیلی ومجنون نظامی و جامی». «یاس‏ها و داس‏ها» نخستین بار در ۱۳۷۹ به چاپ رسید و بارها با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد.در این مجموعه، ارفع تعدادی از غزل‌های خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که می‌توان گفت تعدادی از غزل‌های او از بهترین غزل‌های این دوران به شمار می‌رود.غلامحسین یوسفی که یکی‌ از استادان دوران تحصیل ارفع در دانشگاه فردوسی‌ مشهد بوده دربارهٔ شعر ارفع می‌گوید: «در غزل فارسی معاصر، شعرهای ارفع در شمار آثار خوب و خواندنی و برجسته است.
آرامگاه او در بهارستان هنرمندان کرمان است.

نسخه شناسي / اشعاري نويافته از ميركرماني

ادامه نوشته

زندگی نامه محمود فقیه کرمانی

پدر ِوی، محمود فقیه کرمانی، از نزدیکان و محارم نظام الدین محمود کرمانی (عارف و صوفی نامدار قرن هفتم و از شاگردان عبدالسلام ماکوئی) محسوب می شد و به دستور وی خانقاهی در کرمان بنا نمود و خود به نمایندگی از نظام الدین محمود، ادارهٔ امور این خانقاه را عهده دار گردید. نظام الدین محمود در سال ۷۰۵ هجری قمری در کرمان خرقه تهی کرد و به دیارباقی شتافت و در روز هفتم ِفوت ِ او، "محمود"، پدر عمادفقیه نیز دیده از جهان فروبست. بدین ترتیب ، "عماد فقیه"، در سال ۷۰۵ ه.ق درحالیکه فقط ۱۵ سال سن داشت، به اتفاق برادرش، ادارهٔ امور خانقاه را برعهده گرفت و ضمنا به تحصیلات فقهی خویش نیز ادامه داد. در کنار تحصیلات، عمادفقیه سرودن شعر را آغاز کرد و از همان سنین جوانی در این زمینه به شهرت رسید. بیشتر عمر عمادفقیه و دوران اوج شاعری او، مقارن با حکومت دو تن از حُکّام نامدار سلسلهٔ آل مظفر در کرمان، یعنی: امیرمبارزالدین محمّد مظفّر و شاه شجاع (فرزند امیرمبارزالدین محمد ِمظفر)، بود و ضمناً وی از معاصران بزرگانی چون خواجه حافظ شیرازی، عبید زاکانی و خواجوی کرمانی محسوب می شد و با این بزرگان در ارتباط بود. بعلاوه وی در سروده‌های خویش، از میان ِ شاعران گذشته بیش از همه به سعدی ارادت می ورزید و از وی تقلید می نمود.

شهرت "عمادفقیه کرمانی" در سرودن شعر و مهارت ِ وی در این فنّ به حدی زیاد بود که در مورد وی در تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی، به نقل از شیخ آذری چنین آمده است : «فضلا برآنند که سخن ِ مُتقدّمان و متأخرانِ جواهرالاسرار احیاناً در حشوی واقع شده است. امّا سخن ِ "عماد فقیه" که اکابر اتفاق کرده اند که در آن سخن اصلاً قصوری واقع نیست، نه در لفظ و نه در معنا و از سخن ِ"خواجه" بوی دلاویز عبیر می آید که به مشام صاحب دلان و هنروران، بلکه از بوی جان زیباتر می نماید.»

سرانجام "عمادفقیه کرمانی" که ستاره ای پرفروغ در آسمان دیار ِادب پرور ِ کرمان محسوب می شد، در سال ۷۷۲ یا ۷۷۳ه.ق، و درسن ّ ۸۲ یا ۸۳ سالگی، بدرود حیات گفت و در محوطهٔ خانقاهی که خود در محلهٔ "سرپل دولت آباد"ِکرمان ساخته بود، به خاک سپرده شد. هم اکنون اثری از این محلهٔ قدیمی کرمان برجای نمانده است، امّا محل تقریبی دفن عمادفقیه، در خیابان گنجعلی خان امروزی، حدّفاصل بین چهارسوق مسگری و مدرسه ابراهیم خان ظهیرالدوله، واقع است.

ادامه نوشته

شاعران كرمان پيشگام شعر نو هستند

شعر كوتاه با كرمان شروع نشد، اما بسياري از پيشگامان شعر كوتاه مانند محمد شريفي‌نعمت‌آباد، سيد‌علي ميرافضلي، حميد نيك‌نفس و شهين خسروي‌نژاد، كرماني هستند.
فارس: مهدي محبي‌كرماني در حاشيه آيين پاياني نخستين جشنواره شعر كوتاه و داستان كوتاه ‌كوتاه «آن» در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در كرمان اظهار داشت: ارسال 10 هزار اثر به دبيرخانه اين جشنواره امري جديد و اتفاقي به يادماندني بود. 

وي بيان داشت: استقبال كم‌نظير شاعران و نويسندگان از جشنواره آن در حالي صورت گرفت كه اطلاع‌رساني اين جشنواره به علت محدوديت منابع مالي مانند ديگر برنامه‌هاي فرهنگي و هنري نبود.
محبي‌كرماني افزود: هنوز به تعريف مشخص و شاخص و معياري براي ارزيابي داستان كوتاه‌ كوتاه نرسيده‌ايم.

* هنوز به تعريف بومي و مشخصي از داستان كوتاه‌ كوتاه نرسيده‌ايم
وي بيان كرد: داستان كوتاه ‌كوتاه اتفاق جديدي در ايران به شمار مي‌رود و اين پديده جهان صنعتي و عصر ديجيتال هنوز ظرفيت ايجاد تشخص خاص براي خودش را پيدا نكرده است.
نويسنده كتاب «كُت‌زوك» خاطرنشان كرد: تعريف‌هاي بسياري از داستان كوتاه ‌كوتاه داريم و بعضي از اين تعاريف مستند به ميني‌مال هستند اما هنوز به تعريف بومي و مشخصي در اين زمينه دست نيافته‌ايم.
محبي‌ كرماني بيان كرد: داستان‌نويسي مانند بلقيس سليماني اعتقاد دارد كه براي بازشناسي و تكوين هويت داستان كوتاه ‌كوتاه هنوز وقت داريم.
وي با اشاره به بعضي از مشكلات داستان‌هاي ارسال شده به دبيرخانه آن اذعان كرد: بسياري از نويسندگان براي ارائه هنر بومي از عناصر مشخص ملي و مذهبي بهره‌گيري مي‌كنند در حالي كه اين موارد تنها بخشي از هويت فرهنگي ماست و همه آن نيست.
محبي‌كرماني تصريح كرد: تب ناسيوناليسم غريب و توجه به المان‌هاي خاص مذهبي در سطح و رمانتيزم سال‌هاي دفاع مقدس به شكل سطحي عاملي براي بومي شدن قصه‌ها شده است در حالي كه بومي شدن نيازمند زبان، گويش، فضاي جغرافيايي، فرهنگ، المان‌ها و آدم‌هاي بومي است.

* مطالعه شروع نويسنده شدن است
وي بيان كرد: توجه داستان‌نويسان شركت‌كننده در جشنواره «آن» به مسائل معمول اجتماعي، عشقي و گونه‌هايي از طنز بود.
محبي‌كرماني گفت: با توجه به اينكه در داستان كوتاه ‌كوتاه تمام اتفاق‌ها بايد در چهار تا 10 سطر گفته شود، بعضي از داستان‌نويسان اين نوع داستان را با لطيفه، پيام‌هاي فلسفي و عرفاني اشتباه مي‌گيرند.
وي افزود: براي پيشرفت در اين زمنيه بايد بر روي نمونه‌ها و ترجمه‌هاي خارجي داستان‌هاي كوتاه ‌كوتاه بيشتر كار شود و داستان‌نويسان ارتباط بيشتري با يكديگر برقرار كنند.
محبي‌كرماني با اشاره به اينكه بسياري از داستان‌نويسان بيشتر از آنكه مطالعه كنند، مي‌نويسند، تصريح كرد: مطالعه آغاز نويسنده شدن است.

* «آن» فرصتي براي شنيدن صداي ديگران
وي با بيان اينكه توزيع سراسري جغرافيايي آثار رسيده به جشنواره «آن» گسترده بود، عنوان كرد: اين نشان‌دهنده هويت ملي و ميهني قوم ايراني است كه خودشان را در اين عرصه‌ها به زيبايي نشان مي‌دهند.
نويسنده كتاب «آل» خاطرنشان كرد: با برگزاري جشنواره «آن»، نقش مسلط تهران در برگزاري جشنواره‌ها كمرنگ شد و فرصتي براي‌ شنيده شدن صداي استان‌هاي ديگر هم فراهم شد تا بتوانيم از فرهنگ‌ها و خرده‌ فرهنگ‌هاي ديگر استفاده كنيم.
وي تصريح كرد: صداي ادبيات كرمان در قد و قامت خودش در كشور شنيده نمي‌شود، زيرا خودمان صدايمان را بلند نكرده‌ايم.
محبي ‌كرماني با اشاره به اينكه انتشار آثار نويسندگان و شاعران يكي از راه‌هاي رساندن صداي ادبيات كرمان است، گفت: در يك‌ سال گذشته 18 كتاب از نويسندگان كرماني به چاپ‌هاي اول و دوم رسيد.

* ليكوها، ريشه شعر كرمان
وي خاطرنشان كرد: اگر چه شعر كوتاه با كرمان شروع نشد، اما بسياري از پيشگامان شعر كوتاه مانند محمد شريفي‌نعمت‌آباد، سيد‌علي ميرافضلي، حميد نيك‌نفس و شهين خسروي‌نژاد كرماني هستند و از سال‌هاي دور در دو زمينه شعر كوتاه نو و سنتي فعاليت مي‌كنند.
محبي ‌كرماني بيان كرد: ليكوها «شعرها و ترانه‌هاي شفاهي» در جنوب كرمان نشان‌دهنده ريشه اين استان در شعر كوتاه است.
وي خاطرنشان كرد: در زمينه داستان كوتاه نيز نويسندگان كرماني مانند محمد شريفي‌نعمت‌آباد و بلقيس سليماني وارد اين عرصه شدند.
عضو شوراي جشنواره شعر كوتاه و داستان كوتاه‌كوتاه «آن» اذغان داشت: با توجه به ضرورت بازشناسي اين ظرفيت‌ها، زمينه برگزاري جشنواره شعر كوتاه و داستان كوتاه‌ كوتاه «آن» در كرمان فراهم شد و در اين زمينه تنگ‌نظر نبوديم و جشنواره را به صورت سراسري برگزار كرديم.
وي با اشاره به حمايت دستگاه‌هاي مختلف از برگزاري جشنواره آن در كرمان بيان داشت: اين جشنواره فرصت مناسبي براي حضور نهادهاي مردمي درعرصه فرهنگ و هنر بود. 

ارگ بم

آنوبانینی در کنار دوستان کره ای
ادامه نوشته